
این روزا شبهام خیلی بی قانون شدن ...تمام عناصر وجودم دارن
با هم لج میکنن ... یه چشمم همه جا رو سفید میبینه ولی اون یکی
میگه فقط سیاهی ! مثل دو تا بچه همش با هم دعوا دارن ولی
امون از اون روزی که با هم اشتی کنن ...همه جا رو خاکستری
می کنن ...چه چیزایی که نشونم نمی دن... دیگه از این سه رنگی
مطلق خسته شدم . دلم میخواد یکم ابی باشم شایدم صورتی
مات نمیدونم ...ولی هر چی که هست من خودم نیستم ... انگار
من چند نفرم راستش از شما چه پنهون سه نفر همیشه تو فکر
منن و باهام زندگی میکنن ... یکیشون یه دختر غرغرو و بد اخلاق
که تحمل هیچ چیز و هیچ حرف و هیچ کسی رو نداره ... اما ته دلش
خودشم راضی نیست همیشه حرفش اینه: هیچکی منو نمی
فهمه . دومی یه دختر احساساتیه که همیشه اشکش دمه
مشکشه ...نمیشه باهاش حرف زد ...از تاریکی و تنهایی میترسه
اگه یه روز گریه نکنه اون روزش شب نمیشه ... همیشه حرفش
اینه: تنهام نذار ... ولی امون از سومی که همیشه دلم براش
تنگه ...یه دختر همیشه تنها تو سفیدی مطلق اسمون که کار به
کار کسی نداره ... نه حرف میزنه ...نه گریه میکنه ...و نه میخنده...
فقط با یه دنیا بغض میخواد فریاد بزنه..........

نوشته شده توسط نجمه در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 ساعت 7:27 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


سلام میدونم که خیلی وقته نبودم .......سر نزدم ...دیگه هم شاید
نباشم دیگه خسته شدم از همه از خودم از شعرای پوچ که دیگه از
خوندنشون هیچ حسی بهم دست نمیده میخوام فریاد بزنم از
همینجا بگم خدایا تمومش کن همه چیزو تموم کن دلم میخواد اندازه
تموم زندگیم فریاد بزنم من زنده ام ولی هیچ وقت نبودم .........از
دانشگاه بدم میاد از هوا از زمین از ماه از خورشید متنفرم هیچی
قشنگ نیست .......شما بگین چرا؟ چرا التماس هیچوقت التماس
نیست ........چرا میخندیم شاد نمیشیم ؟ چرا من نمیدونم یک تیلیارد
چند تا صفر داره ؟ چرا هیچکی نیست من براش از سر چهارراه گل
بخرم؟ چرا یه عقاب بد جنس ناخوناشو نمیگیره ؟ چرا گلامو پرپر
کردن؟ ترو خدا بهم بگین با فریاد بگین چرا قلبم سر جاش نیست ؟
چرا هنوز میخوام زنده باشم؟ چرا من نمی فهمم چرا بگین چرا یکی
با همه هست ولی یکی با خودشم نیست؟ چرا من شبها اگه اهنگ
لا لا لا لا گل پونه ....گوش ندم خوابم نمیبره ؟ چرا همه میخوان از
دنیای بقیه ادما واسه خودشون دنیا بسازن؟ چرا بهم میگه ارزوم یه
قصر بلوریه؟ میخوام بازیگر بشم.....میخوام ......برام دعا کنین
خسته ام سیب سرخ نمیخواهم ........

نوشته شده توسط نجمه در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 ساعت 1:43 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
/New%20Folder/عشق_files/3394413-md.jpg)
چی میشه یه لحظه عاشقم بشی
![]()
ارزوت من باشم و دلم بشی
![]()
چی میشه توی چشام رها بشی
![]()
راز پرواز دلم رو بکشی
![]()
چی میشه من تو نگات سفر کنم
![]()
برم و دلم رو در به در کنم
![]()
چی میشه دنیا فقط یه شب باشه
![]()
غصه دلم با مهر تو وا شه
![]()
چی میشه تنها نباشم دیگه من
![]()
هی بهم نگی ازم تو دل بکن
![]()
چی میشه ثانیه رو نگه داری
![]()
بمونی ستار ه تو جا نذاری
![]()
چی میشه فقط تو مال من بشی
![]()
روی هر چی دلبر خط بکشی؟ ؟؟ ؟ ؟
/New%20Folder/عکس%20هایی%20که%20شاید%20یه%20نگاه%20می%20ارزه%20!_files/6ew5l5i.jpg)
نوشته شده توسط نجمه در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386 ساعت 10:19 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
/New%20Folder/خسته%20دل_files/5zbgf1g.jpg)
الهی زندگی برات قصه مرگ و بخونه
جون بدی با همه زجر تو لحظه های شبونه
الهی تنها بمونی تو تموم لحظه هات
نتونی گریه کنی خشک بشه اشک اون چشات
الهی رسوا بشی تو بازی های این زمون
مریض لا علاج بشی دنیا بگه نمون نمون
الهی ناکام بشی بشکنه دست ارزوت
یه نامردی مثل خودت بیاد بریزه ابروت
الهی تیر نفرتم بیاد بشینه تو نگات
بغض بی گریه کنی کور بشه دو تا چشات
/New%20Folder/قاتلین%20جهنمي_files/4lt92mh.jpg)
نوشته شده توسط نجمه در دوشنبه سی ام مهر 1386 ساعت 6:25 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
/New%20Folder/نمیتونی%20به%20من%20برسی!_files/RbPmx6VH.jpg)
سوژه شعرم شدی چه بی بهونه اومدی ...میخوام از تویی بگم که عاشقونه در زدی
![]()
اومدی شبای من رنگ سپیدی رو گرفت
اون نگاه مهربونت دلمو بازی گرفت
![]()
با تو بودن به دلم حس رهایی هدیه کرد
از خودم جدا شدم اتیش گرفت یک دل سرد
![]()
حس بودن رو زدی توی دل سر به هوام
واسه غصه های من تو گریه میکردی به جام
![]()
دل به امید صدات خنده میکرد از سر شور
به دلم نشست نغمه های تو از راه دور
![]()
چی بگم از تو که تعبیر شب گم شدنی
تو که از
اشک ستاره
به دلم رنگ میزنی
![]()
دل من پیش تو با همه احساس و غرور
میدونه این دل من بازم میشی سنگ صبور
/New%20Folder/برگي%20از%20پاييز_files/4ca88bb.jpg)
نوشته شده توسط نجمه در شنبه چهاردهم مهر 1386 ساعت 7:0 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
/New%20Folder/عشق_files/14uf829.gif)
تو باید یادت بیاد اون روزامون
اون موقع ما بودیم و قرارمون
توی کوچه زیر بارون که بودیم
عاشق اشکای هم بود دلامون![]()
![]()
یادته مثل نفس بودم برات
یادته گفتی میشم یه روز فدات![]()
یادته بوسه میذاشتم رو لبات![]()
![]()
مثل بارون که به گلها اب میداد
تو واسم سرخ شدی گفتی بهم با گریه هات![]()
لحظه رسیدن ما کی میاد؟
![]()
من میگفتم که نمیکنم رهات
می مونم تا اخرش هستم باهات
تا که انتظار ما بسر بیاد
خورشید بخت منو تو در بیاد
![]()
اه کشیدی دلت و دادی به باد
منتظر موندی تا اشکت در بیاد ![]()
یه نگاه کردی به من با چشم خیس
گفتی که درد دلم رو بنویس
![]()
قلبمو بگردی تو اون هیچی نیس
جز تو و عشق تو و حرفای تو
نگران لحظه و فردای تو
میمیرم فقط واسه یه لحظه از دنیای تو
که نمونی هم میریزم عشقمو به پای تو
![]()
حالا بسه امروز و یادت بیار
فکر اون گذشته هارو از سرت بیرون بیار
تا بهار اومد زمستون شد تموم
ندادی مرغ دلم رو دیگه دون
خونه تکونی دادی دلت رو با یه تازه یار
پیغومت رسید به من اهای دلم رو پس بیار
حالا من تنها نشستم
چشمامو رو دنیا بستم
سرد این تنم میدونم
نمیخوام زنده بمونم ![]()
/New%20Folder/عشق_files/egwnc9.gif)
نوشته شده توسط نجمه در دوشنبه دوم مهر 1386 ساعت 10:30 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
/New%20Folder/_%20عاشق%20شعر%20چشات_files/n6vp6x.gif)
تازگیها حس میکنم روی نسیم خط کشیدن
پرستوهای اسمون از هم دیگه دل بریدن
تازگیها حس میکنم ابرا دیگه دل ندارن
نمیتونن تو اسمون اشکای رنگی ببارن
تازگیها حس میکنم ستاره ها خالی شدن
نگاهشون مرده دیگه دچار بی حالی شدن
تازگیها حس میکنم دنیا برام اندازه نیست
سوال بی جواب دارم تعبیر عاشقی به چیست
تازگیها حس میکنم چشمای من مرده دیگه
یکی که تازه وارده خیالمو برده دیگه
تازگیها حس میکنم غربت شب نگام شده
غروب و دلتنگی و اشک فریاد بی صدام شده
تازگیها حس میکنم رنگ شقایق پریده
از بوسه ی وحشی باد یک دل خوش هم ندیده
تازگیها حس میکنم حرف دلت مثل منه
سهم تو هم از عاشقی چیدن و پرپر شدنه
/New%20Folder/تنها%20برای%20هیچکس_files/4zlimac.jpg)
نوشته شده توسط نجمه در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 ساعت 9:2 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
/New%20Folder/تنها%20برای%20هیچکس_files/20qxj6c.jpg)
تو بگو تو کدامین رویایی که بلورهای زلال از جاده چشم دوخته به تو
سرازیرند و در پی ماوای دلی می گردند...............؟
تو کدامین رنگ سرخی کز سرخی تو قلب شقایق های وحشی به وجد امده
به تو حسرت می ورزند...............؟
تو کدامین نگاهی که در پیش واقعیت های ابهام امیز موج میزند و حرفهای
ناگفته به تلخی انتظار خودنمایی می کنند.............؟
تو کدامینی کز گلبرگ های لطیف عشق سنگ هایی به سختی زجر ساختی
و با ان قلعه ای از اه................؟
تو کدامین فرشته ای که بر خلاف قلب شیشه ای فرشته ها اینه های
محبت را خرد میکنی...............؟
تو کدامینی.........؟کدامینی که لحظاتم در عشقت محو گشته و درک مجنون
می کنند..................؟
/New%20Folder/عشق=مرگ_files/29dxsvs.jpg)
نوشته شده توسط نجمه در جمعه شانزدهم شهریور 1386 ساعت 7:57 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
بر گلی نوشتم دوستت دارم و شبنم عشق چکید ....
گلهای ارزو شکفتند و محبت دمید....
پا بر ان دیار نهادم و دل پر کشید .........
اصرار ورزیدم اما وفا نخواهم دید......
زین بی تفاوتی ها خاطرم رنجید........
به امید رویاهای مبهم دل تپید...........
اما اسب عشق و ارزو ناگهان رمید .....
و یالهای قشنگش را هیچ کس ندید....
بر دره ی حقیقت عشق او واژگون پرید ........
و نسیم خاطره ها بران دره با نگاهی وزید...
اخر چنین رسم زمانه چرا باید دید.......؟
/New%20Folder/عشق=مرگ_files/4chtcog.gif)
نوشته شده توسط نجمه در پنجشنبه هشتم شهریور 1386 ساعت 12:52 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
ای اخرین نگاه من هرگز ان لحظه را باور ندارم که تو را در سیاهی مطلق در
مرداب بی گناهان ببینم....
هرگز ان لحظه را باور ندارم که نگاهت ناگفته های تلخ قلبت را برای بارانی ترین چشمها بیان کند......
هرگز ان لحظه را باور ندارم که در چهره ی خسته ات پشیمانی گذشته و در قلبت بی قراری اینده را ببینم ........
تو فرشته ی ساده دلی بودی که نگاه ابرها چشمانت را برای همیشه بارانی کرد........
گناه بی گناهی چیست که اکنون سزای گناهکاری پایان ان است ؟
دلم برای نگاه معصومت ...چشمان پر از پرسشت و ذهن ناباورت پریشان تر از
همیشه می گرید.........
به خدایی که وجودم را مملو از عشق تو کرد هرگز همنشین خاک نخواهم
تا لحظه ای که ازادیت را از مرداب ببینم و روزنه های قلبت با نور ابدی نور افشان شود.
/New%20Folder/عشق=مرگ_files/3z0x4c6.gif)
نوشته شده توسط نجمه در پنجشنبه هشتم شهریور 1386 ساعت 12:38 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
..................مرده ام در کوچه های بی کسی...................
بیا با من .................
نفرین به تو که......................
اخرین بار منو تو.................
از کنارت ساده میرم.................
حرف دلت...................
تو کدامینی..........؟
ایینه های شکسته...........
اخرین نگاه............
درباره وبلاگ

دانشجوی روزنامه نگاری ام , بعضی شبها تک تک ستارهارو میشمرم اما همیشه یکی کم میارم مینویسمو دوست دارم کمکم کنی تا ستارمو پیدا کنم راستی اسمم نجمه ست.
××استفاده از مطالب و اشعار وبلاگ فقط با ذکر نام نویسنده امکان دارد××
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY