تبليغاتX
 اشک ستاره

اشک ستاره

اشعار و دل نوشته ها

نفرین به تو که......................

 

 

 

 

 

 

 

الهی زندگی برات قصه مرگ و بخونه

جون بدی با همه زجر تو لحظه های شبونه

 

 

الهی تنها بمونی تو تموم لحظه هات

نتونی گریه کنی خشک بشه اشک اون چشات

 

 

الهی رسوا بشی تو بازی های این زمون

مریض لا علاج بشی دنیا بگه نمون نمون

 

 

الهی ناکام بشی بشکنه دست ارزوت

یه نامردی مثل خودت بیاد بریزه ابروت

 

 

الهی تیر نفرتم بیاد بشینه تو نگات

بغض بی گریه کنی کور بشه دو تا چشات

 

 

 

 

 خیانت

 

 

 


 

نوشته شده توسط نجمه در دوشنبه سی ام مهر 1386 ساعت 6:25 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


اخرین بار منو تو.................

 

 

 

 

 

 

 

سوژه شعرم شدی چه بی بهونه اومدی ...میخوام از تویی بگم که عاشقونه در زدی

اومدی شبای من رنگ سپیدی رو گرفت

اون نگاه مهربونت دلمو بازی گرفت

با تو بودن به دلم حس رهایی هدیه کرد

از خودم جدا شدم اتیش گرفت یک دل سرد

حس بودن رو زدی توی دل سر به هوام

واسه غصه های من تو گریه میکردی به جام

دل به امید صدات خنده میکرد از سر شور

به دلم نشست نغمه های تو از راه دور

چی بگم از تو که تعبیر شب گم شدنی

تو که از اشک ستارهبه دلم رنگ میزنی

دل من پیش تو با همه احساس و غرور 

میدونه این دل من بازم میشی سنگ صبور

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط نجمه در شنبه چهاردهم مهر 1386 ساعت 7:0 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


از کنارت ساده میرم.................

 

 

تو باید یادت بیاد اون روزامون

اون موقع ما بودیم و قرارمون

توی کوچه زیر بارون که بودیم

عاشق اشکای هم بود دلامون

یادته مثل نفس بودم برات

یادته گفتی میشم یه روز فدات

یادته بوسه میذاشتم رو لبات

مثل بارون که به گلها اب میداد

تو واسم سرخ شدی گفتی بهم با گریه هات

لحظه رسیدن ما کی میاد؟

من میگفتم که نمیکنم رهات

می مونم تا اخرش هستم باهات

تا که انتظار ما بسر بیاد

خورشید بخت منو تو در بیاد

اه کشیدی دلت و دادی به باد

منتظر موندی تا اشکت در بیاد

یه نگاه کردی به من با چشم خیس

گفتی که درد دلم رو بنویس

قلبمو بگردی تو اون هیچی نیس

جز تو و عشق تو و حرفای تو

نگران لحظه و فردای تو

میمیرم فقط واسه یه لحظه از دنیای تو

که نمونی هم میریزم عشقمو به پای تو

حالا بسه امروز و یادت بیار

فکر اون گذشته هارو از سرت بیرون بیار

تا بهار اومد زمستون شد تموم

ندادی مرغ دلم رو دیگه دون

 

خونه تکونی دادی دلت رو با یه تازه یار

پیغومت رسید به من اهای دلم رو پس بیار

حالا من تنها نشستم

چشمامو رو دنیا بستم

سرد این تنم میدونم

نمیخوام زنده بمونم

 

 

Image hosted by TinyPic.com

 

 


 

نوشته شده توسط نجمه در دوشنبه دوم مهر 1386 ساعت 10:30 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting